تبليغاتX
الکترونیک دانشگاه آزاد کرمانشاه 85

با عرض سلام و شرمندگي بسيار از اينكه مدتي است در وبلاگ مطلبي رو آپ نكردم. مسائل بسيار زياد و مجال نوشتن بسيار كم اولين مسئله كه مي خواستم مورد بررسي قرار بدم طرح امنيت اجتماعيه ديروز در بيمارستان بيستون شخصي رو آورده بودن كه از ناحيه گردن گلوله خورده بود هنگاميكه از يكي از بستگان شخص سوال كردم كه جريان چيه گفت صبح هنگامي كه برق قطع شد متوجه شد كه جند نفر در حال جمع كردن كابل هاي برق هستن و هنگامي كه از سارقين علت اين كار را پرسيد با گلوله به آن شخص پاسخ دادن و خانواده آن شخص به شدت به نيروي انتظامي اعتراض داشتن كه در حضور نيروي انتظامي چنين اتفاقي افتاده (احتمالا از ترس جانشان اقدامي نكردن البته خدايش ترس داره با اين افراد رو در رو شدن)متاسفانه از اين گونه مسائل در اين شهر كم نيست جاش عصرها در پاسا‍‍ژ ارگ يك گردان نيرو مي گذارن كه مبادا يك تار موي خانمي معلوم باشه كه مبادا .....

به نظر شما گستاخي اين همه ارازل اوباش در اين شهر و اين همه مشكلات فرهنگي پس از گذشت 29 سال انقلاب براي چيست؟

دومين مساله  مسله انتخاباته كه بحث روز تمامي روزنامه هاست و رد صلاحيت جمع وسيعي از اصلاح طلبان كه اين همه رد صلاحيت بحث هاي فراواني در بر داشته كه از جمله آن مي توان به نوه ي آيت الله خميني(نوه دختري) برادر آقاي خاتمي و بعضي از نمايندگان فعلي مجلس و ... و مهمترين مسئله شركت كردن يا شركت نكردن در انتخاباته كه در اين مورد مطلبي رو بعدا آپ خواهم كرد

از ديگر مسائل بسيار مهم روز ترور عماد مغنيه  است كه يك جايزه 25 ميليون دلاري براي مرده يا زنده اين شخص تعيين شده بود و اين شخص مزنون به انجام عمليات تروريستي فراواني بود و حتي عده اي او را بنلادن شيعه مي ناميدند كه ضربه بسيار شديدي به حزب الله لبنان وارد كرد و از سخنراني سيد حسن نصرالله مي توان به عمق اين ضربه پي برد البته عاملان اين ترور هنوز معلوم نشده و گمانه زني هاي فراواني در اين زمينه شده

محمدمهدي

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 23:54  توسط سهیل  | 

بچه ها لذت ببرید...

سلام بچه ها من یه کشف بسیار بزرگ کردم.حیفم اومد شما رفیقان شفیق از آن بی بهره باشید, اما چون من آدم بدی نیستم اجازه میدم که این فرمول را برای همه فاش کنید تا اونها هم استفاده کنن.

یادتونه وقتی جوون بودیم ,اون وقتا از یه اکسیری حرف می زدند, آره؟ یادتونه که همه چیز رو طلا می کرد .خوب, من با اون کار ندارم من با اون یکی کار دارم که می گن: وقت طلاست.

بههههللللله ,   ذوق زده شدید...  درکتون می کنم چون کشف این اکسیر که همه چیز رو , حتی زمان را به طلا تبدیل می کنه از هر کسی که بر نمی یاد!!!  بلاخره ما از دوستای ادیصون هستیم و اگه نمی دونید ادیصون کیه!!!! برید آپ قبلی منو بخونید.... اه ... اینقدر منو حواس پرت نکنید تا بقیه ی حرفم رو بزنم , خوب؟!

همه می دونید که یک ایرانی در روز حدود (  قابل توجه: تمام زمانها بر حسب ساعت است) 5/2 در صف نانوایی و152/4 در صف شیر یارانه ای ( زین پس به جای شیر یارانه ای بفرمایید آب در کیسه) و در کل در روز 862/0 پشت چراغ قرمز و 008/1 در ترافیک ( زین پس به جای ترافیک بفرمایید traffic) و 2/3 در صف کالا برگ  البته اینها فقط مربوط به مردم عادی و بدبخت است و در مورد قشر های مختلف فرق می کنه مثلا به موارد زیر که با مقیاس 10000/1 نسبت به مشکلات گلچین شده اند توجه فرررررررررمایییید:

دانشجو: پول به حساب ریختن( وفحش برداشت کردن) دانشگاه    7/4

          تاییدیه گرفتن انتخاب واحد    204/3

          گیر آوردن مدیر گروه جهت توقیع   0000065/72

          ثبت شدن واحد انتخابی به صورت دستی (در صورتی که واحدی مناسب برایت مانده باشد)  86/2

          و ....

کسی که گذرش به ادارات می افتد: موفق شدن تا رویت کارمند مسئول در سر کار   96

                                            رسیدن نوبت به شما      14/8

                                            از این اتاق به اون اتاق   42/6

                                            آمدن جواب درخواست شما و تکمیل پرونده      ÷ ∞0   

البته مسایل بسیار زیاد دیگری هم هست که چون در آنها واحد باید بر حسب گیگا و ترا ساعت بیان شود و من سواد ندارم از آن صرف نظر می کنم.

به هر حال وقتی با هزار و یه بد بختی و عرق ریختن (خودتون مستحضر هستید که این کارها چقدر زحمت داره) این فرمول را کشف کردم و به اداره ی ثبت اختراعات تحویل دادم نمی دونم کدوم یک از اون مادر مرده ها دست به سرقت ادبی زد و با  این بی ادبی خود اختراع منو دزدید , تا اینکه چند وقت پیش از اخبار شنیدیم که چشم بادومی ها ساعت فوق دقیق اتمی خود را که هر (اگر اشتباه نکنم) 300 میلیون سال یک ثانیه عقب می افتد را به کار انداختند و ساعت رسمی کشور را یک ثانیه عقب کشیدند.(یعنی زمان برای آنها یک ثانیه هم ارزش داره.)

و آنجا بود که فهمید اونا اختراع منو که قدر دانستن وقت است و وقت طلا ,  دزدیدند چون در اداره ی ثبت اختراعات یه چشم بادومی داشت تو اداره کار می کرد فکر کنم خودش بود , البته پسر عموم می گفت اون یه افغانیه ولی من اشتباه نمی کنم , چشم بادمی بود و اونا اکسیرمن رو دزدیدن و اینهمه پیشرفت کردن, وگرنه ما ایرانی ها در استفاده ی درست از وقت اول بودیم منتها اونا با دزدی به اینجا رسیدند .

 

(ع.الف.عاشق)

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 11:24  توسط سهیل  | 

با سلامی دوباره خدمت همه ی دوستان گرامی
            شعر را طوری بخوانید که صدایتان به گوش تان برسد تا منظور شاعر را درست بفمید

از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت الوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان ادم زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید:

ادمیت مرد!گرچه ادم زنده بود.

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند.

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند.

ادمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از ادم شد و این اسیاب گشت و گشت

قرن ها از مرگ ادم هم گذشت ای دریغ!ادمیت بر نگشت!

قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی ست!

صحبت از ازادگی ‌،پاکی ،مروت،ابلهی ست!

صحبت از موسی و عیسی و محمد نا بجاست

قرن موسی چمبه هاست

روزگار مرگ انسانیت است!

من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار،

از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیرـ حتی قاتلی بر دارـ

اشک در چشمان و بغضم در گلوست.

وندرین ایام ،زهرم در پیاله ،اشکم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ گل نیست،وای جنگل را بیابان میکنند

دست خون الود را پیش چشم خلق پنهان می کنند!

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

انچه این نا مردمان با جان انسان می کنند!

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست!

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت ،مرگ عشق،گفتگو از مرگ انسانیت است!

                                                          مهدی قبادی

 

 

2 نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 14:30  توسط سهیل  | 

جناب دکتر جاسبی

اعتراض یا انتقاد ؟ خدمت شما سروران خودم عرض کنم که ، هیچکدام ... چون اگر شما نسبت به چیزی اعتراض کنید چه بسا همین چیزی رو هم که دارید از شما می گیرند و پوست از سرتون می کنند و پر از کاه می کنند تا برای دیگران عبرت شوید اگر هم انتقاد کنید خیلی محترمانه دلیل تراشی می کنند و طوری وانمود می کنند که شما در جریان امور نیستید و گوشهایتان دراز است و خیلی محترمانه شما با زبان خوش قانع می شوید وگرنه نوعی اعتراض کرده اید و حسابتان با کرام الکاتبین است...

پس ما نتیجه می گیریم که ما باید چشمهایمان را گشادتر کنیم و مخمان را از آکبندی در بیاوریم و مانند بعضی ها نیشمان تا بناگوش باز نباشد پس خواهشن بیشتر دقت کن...

مشخصات فردی

نام:
عبدالله

نام خانوادگی:
جعفر علی جاسبی

نام پدر:
اسکندر

متولد:
1323 تهران

ملیت:
ایرانی

تعداد فرزندان:
5

پیشینه تحصیلی
1- لیسانس مهندسی
صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران
2- فوق لیسانس
مدیریت صنعتی، دانشگاه آستون، بیرمنگام، انگلستان در سال 1351
3- دکترای مدیریت
تولید و فناوری، دانشگاه آستون، بیرمنگام، انگلستان در سال 1351


خوب حالا بشین و فکر کن اینا چه ارتباطی به هم میتونن داشته باشن ؟

با تشکر از نرگس خانم که این مطلب رو برای ما قرار دادند


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 20:45  توسط سهیل  | 

بچه ها لذت ببرید...

سلام , خوبید , سلامتید , در سلامت کامل به سر می برید, هوع ع!!!!

یه روز در خانه نشسته بودم که یکدفعه دیدم تلفون همرام زنگ می خوره , پریدم گوشی را ورداشتم و گفتم:

الو , سلام , خوبید , سلامتید , در سلامت کامل به سر می برید, هوع ع !!!!

 خانم بچه ها خوبند , شما خوبید , پشت گوشی ....0936کیسه؟

که یکدفعه دیدم ثدایی آمد و گفت : منم , من,  مگه نمی شناسی من ادیسون هستم.

گفتم : ادیسون !! ادیسون؟ کدام ادیسون من خیلی از طرفدارام و دوستانم ادیصون نام دارند تو کدومشون هستی؟

تفلکی ادیسون گفت: بابا من خود ادیسون هستم!! اون ادیسون واقعیه.

اینجانب: خوبی سلامتی در سلامت کامل به سر می بری هوع ع!!! باشه با اینکه طشخیس اصل و غیر اصل بودن,  تو این دور و زمانه ی دور و برمون زیاد راحت نیست اما دلت رو نمی شکنم و می دونم حتما زحمت زیادی کشیدی تا به هزار بدبختی شماره ی منو بدست بیاری و دو کلمه باهام حرف بزنی هو ع ع !!!! حالا چی می خوای؟

ادیسون مرحوم : به جون مادرم به خدا من خود ادیسون هستم.

اینجانب:خیلی خوب بابا کم قسم بده ما هم مسلمانیم ها و دل داریم! هی ادیسون بودنت رو به رخ ما می کشی ما خودمون یه مهنس برق ایم مگه اونی که کارت ویزیت منو با هزار اصرار تو به شما داد روش نه نوشته بودم که منمهنس برقم؟؟؟ نوشته بودم یا نه خودمم یادم نیست!! اون چه که تو کشف کردی در سن هفتاد سالگی من در سن بیست سالگی بلدش بودم یعنی خلاثه بهت بگم که اون هسته هایی که من دارم با هاش بازی می کنم تو خرماش رو خردی پس من حق آب و گل دارم نسبت به تو. یادت باشه دیگه به رخ ما خودت رو نکشی.

اینجانب: اه... اینقدر حرف زدی که اصلا نزاشتی بفهمم که چی می خوای بگی. بگو دیگه حرفت رو بزن جون به سرم کردی!

آقای ادیسون: خوب من هم می خواستم ب....(آنتن نداد و قط شد خوب اشکال نداره تا دوباره برقرار بشه یه داستان دیگه هوع ع  براتون تعریف می کنم هو ع ع !!!)

زرررررررررررر.....زررررررررررر: الو بفرمایید سلام خوبید سلامتید در سلامت کامل به سر می برید؟کیسه؟

همون آقای ادیسون :آقا چی شد ؟ چرا قطع شد؟

اینجانب: هیچی مهندس یه ایراد فنی بسیار پیچیده بود در گوشی همراهم که سریع , مجرب حلش کردم.

ادیسون: حالا می شه بگین مشکلش چی بود مرگ من بگین؟

اینجانب : می گم که خیلی پیچیدس زمان شما هنوز کشف نشده این جور کارهای مجربی که من انجام دادم.

ادیسون: گفتم این تن بمیره بگو چی بود.

اینجانب:باشه می گم اما اگه ثبت اختراش کردی تو ایالات متحده بهشت حقش واسه منه ,  خوب ؟مشکل خیلی پیچیده بود یعنی از پس همه مهنسی بر نمی یاد بحش می گن شارژ ایرانسل یعنی شارژتمام کرد خوشبختانه یه کارت شارژ آک  داشتم و بیشتر از این خوب نیست بدونی زیرا زیادیش سرتان زاست. خوب بقیه ی حرفت رو بزن.

آقا ادیسون مودب: خوب به جمالت مهندس واقعا رو سفیدمون کردی تو این همه دانشمند که اینجا دارن به حرفات گوش می دن. آخه بیاناتتون رو گذاشته بودم رو بلند گو داشت برای همه ی پخش زنده می شد دمت گرم  ای ول.

اینجانب:خجالتم ندییییییییییییین تو رو خدا  بقیه ی عرائضتون رو بفرماییییییییید بنده کماکان مشتاقم

ادیسون: غرض از مضاهمت خواستم بگم که ما تو این دنیا دستمون به هیچی بند نیست چون یه روز برق قطع می شه یه روز سایت ها خرابن یه رو مخابرات سرعت تلفن رو کم می کنه و اون یه روز هم که نسفه نیمه موارد مذکور سر جمع سر همه سایت ها فیلترن پس از شما علی آقا و دیگر دوستان( که ادیسون دیگه اسمتون رو نبرد چون گفت که همطون معرف همهمون هستید) تقاضا داریم که یه سایت کاملا تخصص بزنید که تمام بار علمی برق الل خصوص الکترونیک, الکترونیک و برای 4 مین بار تاکید می کنم الکترونیک تمام جهان هم از نظر بار علمی هم تولید علم سخت افزاری و نرم افزاری و خلاصه هر چی تو case  وهم اختراعات و اکتشافات دنیا بر گردن شما بیفته  و دیگه سلامتی شما.

بله تفلک اینقدر اصرار کرد که من و دیگر دوستان مجبور شدیم با وجود تمام مشقله ای که در ویزیتوری دارم اما این وبلاگ کاملا تخسصی را نیز اداره کنیم.

 

(ع.الف.عاشق)

2 نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 9:43  توسط سهیل  | 

لینک های جالب
سلام

دوتا سایت جالب و مفید.

یکی انتگرال معین و نامعین رو محاسبه میکنه.           محاسبه انتگرال.

دومین  سایت سن شما رو به سال و ماه و روز و........تا ثانیه میگه   محاسبه سن شما.

امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره

خشایار  

2 نوشته شده در  سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:13  توسط سهیل  | 

بچه ها لذت ببرید...

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

هر چه جز معشوق باشد پرده ی بیگانگی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

غنچه را باد صبا از پوست می آرد برون

بی نسیم شوق پیراهن دریدن مشکل است

ماتم فرهاد کوه بیستون را سرمه داد

بی هم آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است

         

                                     صائب تبریزی

 

به یاد داشته باشم که: همه چیز را می توان زیبا ساخت

 

           (ع.الف.عاشق)

2 نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 19:44  توسط سهیل  | 

سلام دوستان.

اولاْ به خاطر وقفهء طولانی معذرت میخوام. دوماْ هیچ توجه کردین که مهدی قبادی دیگه اینجا نمیاد؟ نمیدونم شاید از چیزی ناراحت شده باشه که صد در صد همینطوره.

در مورد درس اندازه گیری الان دیگه خیلی دیره... باید از اولای ترم به فکر میبودین. نمیدونم بعد از امتحان بشه کاری کرد یا نه؟

ولی در کل برای ترمای بعد هم بدونین که مشکل ما بچه های کارشناسی ناپیوسته اند. به نظر من باید کلاسهای ما از اونا جدا بشه. چون سطح علمی کلاس اصلاً یکنواخت نیست.

بیاین نظراتمون رو جمع کنیم شاید دانشگاه هم این رو قبول کرد که کلاسا جدا بشه. حالا نمیدونم چند نفر این رو جدی میگیرن اما هرکی موافق بود اینجا بگه.

2 نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 10:59  توسط سهیل  | 

ماشین حسابی که له شد

 

 

ووو(WoW)   چه روزی بود امروز  باز هم  امتحان ، هنوز تنم می لرزه ،

 

جایی برای دانشجو

 

امروز آغاز امتحانات ترم اول سال تحصیلی 86-87 بود ساعت 11 رسیدم دانشگاه جانوران معذرت می خام (دانشجویان) در حیات ولو بودند و مثل همیشه    بی آشیونه  مثل   گونگیش   داشتن از سرما یخ می زدند  هر  طوری که بود گذشت  و رفتیم داخل  کلاس  که دیدیم  مامور حراست از راه رسید و گفت برید بیرون .

اگه  بی سیمی که تو دستش بود رو حساب نکنیم ،    هیکلش مفت نمی ارزید  .

 

 

بازم مثل گنگیشای بی لونه تو حیات ولو شدیم  و یه سر رفتیم نماز خونه تا گذشت و وقت امتحان شد __ تازه فهمیدم که چقدر دوست و خاطر خواه دارم  همه می خواستن بیان پیش من بشینند

 

موش کور  و   چشمان  عقاب

 

پاسی از امتحان نگذشته بود  که  آتش مراقب  دامن یکی از دانشجو ها رو گرفت و  دانشجوی بیچاره هر چه التماس کرد به جایی نرسید  (اگه تدریس اساتید هم مثل وظیفه شناسی این مراقب  بود الان ما باید جای ژاپن می بودیم )  ولی وقتی حرف پول گرفتن می شه مراقب هم  چشماش می شه چشم عقاب !!! جل الخالق

 

مراقب ازیز  لتفن موبایلتو خاموش کن(چون عزیز نیستی و لطفی نمی کنی وظیفتو انجام می دی)

 

وسطای امتحان گوشی چند تا از مراقبا  زنگ خورد ... فقط بلدن بگن موبایلتو خاموش کن مثل اینکه باید یه آموزش خاموش کردن موبایل برای این مارمولکها معذرت می خام (مراقبها )بزارم .

 

آموزش خاموش کردن موبایل برای مراقبای نه چندان محترم

 

دکمه قرمزه  رو بزن ، اون دکمه نه ، قرمز جانم  ، اونم نه  ، هیچی بابا ولش کن اگه می فهمیدی استادی،چیزی می شدی....

 

 

 

ترم بعدی رو  واسه کی  گذاشتن ؟

 

اواسط امتحان یکی دیگه از دانشجو ها شهید شد و از جلسه امتحان اخراج شد __  دم دمای آخر بود که مراقب رفت سراغ 2 نفر از دانشجو ها که با هم صحبت می کردند و ورقشون رو گرفت،   یکی از این بنده خداها با یه شور و اضطرابی اومد بلند شه که اشتباهی لگد کرد روی ماشین حسابش که رو زمین بود و صدای خورد شدن ماشین حساب کلاس رو گرفت مثل دل این بنده خدا که شکست و تو فکر ترم بعدی بود.

ناخود آگاه خندم گرفت بیا این هم عاقبت تقلب  ___ حالا اگه تو  دوست داری  ماشین حسابت بشکنه بازم تقلب کن...الهی اگه تقلب کنی سر مراقب بشکنه الهی .

 

 

تقلب خوب یا بد ؟

 

با تقلب از آنجایی كه معتقدم یك حق‌كشی و ایجاد فرصتهای نابرابر به ویژه در مقطع ماست، شدیداً مخالفم. كسی كه دوازده ساعت درس می‌خواند به امید نمره‌ بهتر گرفتن برای كسب رتبه‌ پایین‌تر در كنكور، با كسی كه شب امتحان پای ایكس‌باكس نشسته و فیفا 2007 بازی می‌كند فرقی ندارد؟ البته كه فرقی ندارد! هر دوتایشان سركارند! ولی خلاصه آن نفر اولی خودش را برای اینكه نمره بگیرد عرق‌ریزان كرده (جر داده)و از همین رو مراقب خوب كسی است كه به این واقعیتها آگاه باشد. اگر این آگاهی پیش بیاید، مراقب عزیز سر جلسه‌ امتحان وینستون دود نمی‌كند، موقع چای خوردن چرتش نمی‌گیرد، آخر كلاس نمی‌نشیند اس‌ام‌اس چك كند و موقع دیدن یك تقلب، در و دیوار را نمی‌نگرد البته فقط موقع کنکور

 

چگونه باید با یک مراقب رفتار نمود؟

 

یک ضرب‌المثل بورکینافاسویی می‌گوید: «کومبا! کوم‌با! کوم با! کومب آ!» که معنی تحت‌الفظی‌اَش می‌شود: «مراقب خوب، مراقب مرده است!» که البته در ورسیون اصلاح‌شده‌ همین ضرب‌المثل بعد از انقلاب کبیر فرانسه، کلمه‌‌ی «مرده» به «خواب» تبدیل شد با این شعار جاویدان: «مراقب، آسوده بخواب که ما بیداریم!» هر چند بعدها در دوره‌ استالین، یکی از اهالی اطراف سنت‌پترزبورغ قبل از آن‌که به حرفه‌ی مخمل‌بافی روی‌آورد، این شعار را به شعار: «مراقب رو باید کشت، چه با لگد، چه با مشت» تغییر داد .

 

یک مراقب خوب چگونه مراقبی است ؟

 

یک مراقب خوب مراقبی است که قدی کوتاه و شکمی برجسته داشته باشد و شماره چشمش با میکروسکوپ آزمایشگاه برابر باشد. یک مراقب خوب نباید به دانشجویان در هنگام تقلب چیزی بگوید . یک مراقب خوب باید پایه تقلب باشد. یک مراقب خوب باید روزها ی دانشجوئی اش را به یاد آورد. موبایلش همه‌اش زنگ بخورد ، اس ام اس باز باشد و اصولا‌ بهتر است اصلا در باغ نباشد

 

مراقب خوب باید سنگین و باحیا باشه و پا رو از گلیم خودش درازتر نکنه و فکر نکنه جلسه امتحان ارث پدرشه. به هر حال همیشه یادش باشه که: زمستون می‌گذره و روسیاهی به ذغال می مونه

 

* یه وقتایی خودم می مونم با این همه استعداد چرا ادبیات نخوندم  ؟؟؟

 

ممنون از شما که سر منو درد آوردید و مطلب منو خوندید و بی نظر رفتید.

 

..:: صبا  ::..


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 19:55  توسط سهیل  | 

زوج خواب آلود

 

 

امتحانم تموم شده بود   و  داشتم بر می گشتم خونه که تو اتوبوس یه صحنه جالب دیدم  یه زوج  جوون  با هم خوابشون برده بود و کنار هم با سرهای پایین افتاده چرت می زدند  صحنه خنده داری بود  که این دخترک ابله اومد تو عکسم و اونو  خراب کرد ،

 

اگه به زاویه سرشون هم نگاه کنی  یکیه و نشون می ده که با هم تفاهم  دارند .

 

یه جمله عاشقانه  تقدیم به دو کبوتر  عاشق   :

 

دلم پیشته... گل من می دونی؟   بگو تا ابد پیش من می مونی

 

تو را دوست دارم ،   با دل و جونم،   تا دنیا دنیاست،    با تو می مونم

 

وقتی چشماتو روبروم می بینم،  وقتی عزیزم پیش تو می شینم

 

نمیشه پنهون،   میخوامت از جون،   عشقت از قلبم،   نمی ره بیرون

 

 

با تشکر از شما

 

..::  صبا  ::..


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 19:54  توسط سهیل  |