گرسنه بودم
مادرم را صدا زدم و گفتم:مامان گرسنمه
گفت:هیچی!!!
دوباره گفتم:مامان هیچی تو خونه پیدا نکردم من گرسنمه
دوباره جواب داد: هیچی!!!
باز داد زدم: گفتم من گرسنه هستم
باعصبانیت اینبار گفت:کم داد بزن
برو تو آشپزخانه اون سفره, اون نان, اون چای داغ, اون استکان, اون قاشق, اون شکر این همه چیز داریم ...
سیر بخور و بگو الهی شکر و بلند شو.!!!
(ع.الف.عاشق)