حافظ
عمرتان باد و مراد, ای ساقیان بزم جم
گرچه جام ما نشد پر می به دوران شما
دل خرابی می کند دلدار را اگه کنید
زینهار,ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این قرض,یا رب, که همدستان شوند
خاطر مجموع ما, زلف پریشان شما؟
دور دار از خاک و خون, چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
ای شهنشاه بلند اختر, خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
می کند " حافظ " دعایی بشنو, امینی بگو
روزی ما باد, لعل شکر افشان شما
(ع.الف.عاشق)